تبليغاتX
تمنای لب

تمنای لب

        فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 23:8 توسط kaktoos|

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 13:33 توسط ٍSHIMA|

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 13:17 توسط ٍSHIMA|

برای مهسای عزیز

 

 

می دانی

 

یک وقت هایی باید

 

روی یک تکه کاغذ بنویسی

 

تـعطیــل است

 

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

 

باید به خودت استراحت بدهی

 

دراز بکشی

 

دست هایت را زیر سرت بگذاری

 

به آسمان خیره شوی

 

و بی خیال ســوت بزنی

 

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

 

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

 

آن وقت با خودت بگویـی

 

بگذار منتـظـر بمانند !

 

 

" حسین پناهی "

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:2 توسط aghdas|

نوشتن یا نگارش عملی است که بشر بوسیله آن اندیشه‌هایش را مصور می‌کند با اختراع نوشتن گام بزرگی در تمدن برداشته شد. نوشتن دو کارکرد اصلی دارد: ۱- ثبت اطلاعات ۲- نشر اطلاعات کارکرد عمده سخن گفتن نشر اطلاعات و برقراری ارتباط با دیگران است اما دلیل ابتدایی نوشتن، ترس انسان از فراموشی و نیاز به ثبت وقایع و دانسته‌ها بوده‌است
حدوداً شش هزار سال پیش دهقانان مصری که موظف بودند مقداری از محصولات کشاورزی خود را به عنوان مالیات به فرعون بدهند تصویر سبد را به تعدادی که پرداخت کرده بودند بر دیوارهای خانه خود حک می‌کردند.

به بیانی دیگر نوشتن یا نگارش نوعی رسانه مجازی برای انتقال هطلاعات است که با آن می‌توان مفاهیم و اندیشه‌ها را بیان و صورت‌بندی کرد، و یا آنها را پرورش و اشاعه داد.


برچسب‌ها: E, S
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 22:37 توسط Mars|

دستمال کاغذی به اشک گفت:قطره قطره ات طلاس

یکم از طلای خودت حراج میکنی؟؟

عاشقم:بامن ازدواج میکنی؟

اشک گفت:ازدواج اشکو دستمال کاغذی!!!!

توچقدرساده و خوش خیال کاغذی.

توی ازدواج ما

تومچاله میشی

چروک میشی

وتکه زباله ای میشی

پس برو بیخیال باش!!!

عاشقی کجاست؟توهمان دستمال باش!!!

دستمال دلش شکست گوشه ای کنارجعبه اش نشست؟!!!

گریه کردو گریه کردو گریه کرد

اخرش دستمال کلغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد

اوولی شبیه دیگران نشد

چروکوزشت مثل اینو ان نشد

رفت اگرچه توی سطل اشغال پاک بود عاشقوزلال اوباتمام دستمال کاغذی ها فرق داشت

چون میان قلب خود دانه ای اشک داشت

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:35 توسط ٍSHIMA|

یک استاد دانشگاه کلاسش را با بالا بردن لیوانی که درونش مقداری آب بود شروع کرد. او لیوان را به اندازی که همه آنرا ببینند بالا گرفت و از دانشجویان پرسید: "فکر میکنید وزن این لیوان چقدر است؟"
دانشجویان پاسخ دادند...
"50 گرم!"...
"100 گرم!"....."150 گرم!"
استاد گفت: 
"تا زمانی که آنرا وزن نکنم واقعاً نمی دانم.
اما سوال من این است که اگر برای چند دقیقه لیوان را به همین صورت نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟"
دانشجویان پاسخ دادند: "هیچی!"
استاد پرسید: "خوب اگر همین حالت به مدت یک ساعت نگه دارم چطور؟" 
یکی از داشجویان گفت: "دستتان درد می گیرد."
"درست، حالا اگر به مدت یک روز لیوان را بالا نگه دارم چه؟"
یکی از دانشجویان پاسخ داد:
"دستتان کرخت و بی حس می شود و ممکن است دچار فشار شدید عضلانی و رعشه شوید و مطمئن کارتان به بیمارستان می رسد!"
... و همه شروع به خندیدن کردند.
استاد گفت:
"خیلی خوب، اما آیا در تمام این مدت وزن لیوان تغییر می کند؟"
همگی جواب دادند: "خیر"
استاد دانشجویان را به فکر فرو بُرد: "پس چه چیزی باعث فشار عضلانی و درد دست شد؟ اکنون برای رهایی از درد چه کاری باید انجام دهم؟"
یکی از دانشجویان پاسخ داد: "لیوان را زمین بگذارید!"
استاد گفت: "دقیقاً!"
مشکلات زندگی چیزی شبیه این هستند. برای چند دقیقه در ذهنتان نگهشان دارید، بنظر مشکلی پیش نمی آید.
برای مدتی طولانی نگهشان دارید، دردش شروع می شود.
باز هم مدت زمان نگهداری را بیشتر کنید، باعث رخوت، رعشه و ناتوانی شما میگردند.
قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود.
فکر کردن به چالشها و مشکلات زندگی مهم است، اما حتی مهم تر این است که در انتهای هر روز قبل از خواب آن مشکلات را زمین بگذارید.
به این ترتیب استرستان رفع می شود و وقتی از خواب بیدار می شوید سرحال، با نشاط و قوی هستید و میتوانید هر مشکل و چالشی که در طول روز با آن برخورد میکنید را برطرف کنید.
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:29 توسط ٍSHIMA|

1-تولد یا مرگ؟                   2-کودکی یا جوانی؟

3-مادر یا پدر؟                    4-خواهر یا برادر؟

5-روز یا شب؟                    6-علم یا ثروت؟

7-مدرسه یا دانشگاه؟         8-فوتبال یا والیبال؟

8-پرسپولیس یا استقلال؟    9-بارسلونا یا رئال مادرید؟

10-گواردیولا یا مورینیو؟       11-لیونل مسی یا کریستین رونالدو؟

12-کاکا یا فابرگاس؟           13-سفید یا مشکی؟

14-سینما یا تلوزیون؟         15-محمدرضا گلزار یا محمدرضا فروتن؟

16-شهاب حسینی یا امین حیایی؟

17-النازشاکردوست یا هدیه تهرانی؟

18-اخراجی های 1 یا آژانس شیشه ای؟

19-عادل فردوسی پور یا جواد خیابانی؟

20-احسان علیخانی یا فرزاد حسنی؟

21-محسن یگانه یا محسن چاووشی؟

22-حمید عسگری یا شادمهر عقیلی؟

23-امیرحسین فشنگچی یا آرش برهانی؟

24-علی کریمی یا فرهاد مجیدی؟

25-نان بربری یا سنگک؟

26-قورمه سبزی یا قیمه؟

27-پیتزا یا آبگوشت؟

28-نوکیا یا سونی اریکسون؟

29-bmw یا هیوندا؟

30-عشق یا دوست داشتن؟

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:18 توسط ٍSHIMA|

آیا عاشق هستید؟ مقیاس عشق زیر در دانشگاه ”نورس استرن بوستون“ تهیه شده است. برای مقایسهٔ خود با دانشجویان آن دانشگاه، فقط باید به طرف مقابل عشق خود بیندیشید و به این پرسشنامه پاسخ دهید. بعد، نتیجه‌های خود را با نتیجه‌هائی که در پیوست آمده است، مقایسه کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 11:8 توسط ٍSHIMA|

همیشه با تو
با تو بوده ام ، همیشه و در همه جا
با تو نفس کشیده ام ، با چشمان تو دیده ام
مرا از تو گریزی نیست
چنانکه جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب
تو دلیل من برای حیات بودی و هستی
و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام
علت بودن من تو هستی
پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است :
« همیشه با تو »
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 13:40 توسط ٍSHIMA|

دستم را بگیری و زیر گوشم زمزمه کنی

که پشتِ خواب های نا آرامِ تو

چیزی بیش از نگرانی‌هایِ زنانه نیست
دستت را بگیرم و زیر گوشت زمزمه کنم

که پشتِ نگرانی‌هایِ زنانه ی من

مردی ایستاده

که دیوانه وار دوستش دارم

...

من هم معتقدم که مردان از مریخ می‌آیند و زنان از ونوس

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 13:38 توسط ٍSHIMA|

تا تو عاشقانه بودی شب من سحر نمی خواست 

به ستاره دل نمی بست از تو بیشتر نمی خواست

تا تو عاشقانه بودی شاعرانه بود بودن 
قهر بود غصه با تو دور بود گریه از من

تا تو عاشقانه بودی واژه باغی از ترانه 
قصه قصه یه رنگی شعر شعر عاشقانه

من به دنبال تو بودم تو به فکر هم زبونی 
من تمومه بی قراری تو تمومه مهربونی

تو به اشک اجازه دادی توی چشم من بشینه 
تا غرورمو شکستم گفتی عاشقی همینه

گفتی اما دل ندادی گفتی اما دل نبستی 
گفتی عاشقت نبودم ساده بودی که شکستی

ساده بودم مثه آینه تا تو عاشقانه بودی 
فقط از تو می نوشتم تا تو شاعرانه بودی

تا تو عاشقانه بودی

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:1 توسط ٍSHIMA|

بي تو Online شبي باز از آن Room گذشتم

 

 

همه تن چشم شدم دنبال ID تو گشتم

 

 

شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم

 

 

شدم آن User ديوانه که بودم

 

 

وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد

 

 

Dingصد پنجره پيچيد

 

 

شکلکي زرد بخنديد

 

 

ياد آمد که شبي با هم از آن Room گذشتيم

 

 

Chat گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم

 

 

لحظه اي بي خط و پيغام نشستيم

 

 

تو و Yahoo و Ding و دنگ

 

 

همه دل داده به يک Talk بد آهنگ

 

 

windows و Hard و Mother board

 

 

دو نفر دست بر آورده به Keyboard

 

 

تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت

 

 

من به دنبال معماي کلامت

 

 

يادم آمد که به من گفتي از اين عشق حذر کن

 

 

لحظه اي چند بر اين Room نظر کن

 

 

Chat آيينه عشق گذران است

 

 

تو که امروز نگاهت به Emailي نگران است

 

 

باش فردا , PMات با دگران است

 

 

تا فراموش کني چند از اين سايت Log Out کن

 

 

باز گفتم حذر از Chat ندانم

 

 

ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

 

 

روز اول که Emailام به تمناي تو پر زد

 

 

مثل Spam توي Box تو نشستم

 

 

تو Delete کردي ولي من نرميدم نگسستم

 

 

باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم

 

 

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

 

 

تو مرا Hack بنمودي , نرمديدم نگسستم


Room از پايه فرو ريخت

 

 

Hackerي Ignore تلخي زد و بگريخت

 

 

Hard بر مهر تو خنديد

 

 

PC از عشق تو هنگيد

 

 

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگر هم

 

 

نگرفتي دگر از User آزرده خبر هم

 

 

نکني ديگر از آن Room گذر هم

 

بي تو اما به چه حالي من از آن Room گذشتم

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 10:4 توسط ٍSHIMA|

تقدیر چنین بود که توفان زده باشمـ

یک شاعـر دیوانه ی عصیان زده باشمـ

 

تقدیر چنین بود که در مملکت عشق

یک منطقه ی کوچک بحران زده باشمـ

 

از دست خودمـ سر به بیابان بگذارمـ

هرشب ز خیالی به خیابـان زده باشمــ

 

در بــاغ محـبت همـه گـفتند کـه باید

گندیده ترین میوه ی دندان زده باشمـ

 

تا یـک غزل از عشـق مجـازی بسرایمـ

همواره من جن زده از جان زده باشمــ

 

فـریاد از این عشق و از این شعر که نگذاشت

حــرف دل خــود را رک و آسـان زده بـاشـمـ

 

غزل از " عباس احمدی"

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 21:21 توسط aghdas|

 گل من گریه نکن . . .

 که در آیینه اشک تو غم من پیداست

 قطره اشک تو داند که غم دریاست

 سخن از اشک مخواه

 که سکوتت گویاست

 از نگه کردنت احوال تو را می دانم

 دل غربت زده ات بینوایی تنهاست

 من و تو میدانیم

 چه غمی در دل ماست !

 گل من گریه نکن

 اشک تو صاعقه است

 تو به هر شعله چشمان ترم می سوزی

 بیش ازین گریه نکن

 که بدین غمزدگی

 بال و پرم می سوزی !

 من چو مرغ قفسم

 تو درین کنج قفس

 بال و پرم می سوزی

 گل من گریه نکن ! . . .

 


برچسب‌ها: گریه, اشک, گل, قفس
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 11:50 توسط kaktoos|


نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 5:29 توسط ٍSHIMA|

چهارشنبه suri2.jpg (18،025 بایت)

Chaharshanbeh_Suri3.jpg (65،534 بایت)

چهارشنبه Suri4.jpg (56،847 بایت)

چهارشنبه Suri6.jpg (64،073 بایت)

چهار شنبه، چهارشنبه سوری Tehran8.jpg (54،278 بایت)

چهارشنبه Suri5.jpg (62،097 بایت)

چهار شنبه، چهارشنبه سوری Tehran2.jpg (42،411 بایت)

Iranians outside and inside Iran are celebrating their national fest of Chahr-Shanbeh Suri (Click to enlarge) ایرانیان در داخل و خارج از ایران جشن جشنواره ملی خود را از Chahr-شنبه سوری (اینجا را کلیک کنید تا تصویر را بزرگ تر ببینید.)

By: Massoume Price نوشته شده توسط: معصومه پرایس

Revised and edited by CAIS تجدید نظر شده و ویرایش شده توسط CAIS

Last Wednesday of the Iranian year know as Chahar Shanbeh Soori ( Čahār Šanbé Sūrī - usually pronounced Čāršamb é -sūrī), the eve of which is marked by special customs and rituals, most notably jumping over fire. (- معمولا تلفظ Čāršamb E-، سوری Čahār Šanbé سوری)، در شب است که با آداب و رسوم و آیین های خاص، به ویژه پرش از روی آتش مشخص شده آخرین چهارشنبه سال ایران به عنوان چهارشنبه سوری می دانند.

On the eve of last Wednesday of the year, literally the eve of 'Red Wednesday' or the eve of celebration, bonfires are lit in public places with the help of fire and light, it is hoped for enlightenment and happiness throughout the coming year. در آستانه آخرین چهارشنبه سال، به معنای واقعی کلمه شب چهارشنبه و یا در آستانه جشن، آتش در مکان های عمومی با کمک آتش و نور روشن، آن را برای روشنگری و شادی در سراسر سال آینده امیدوار است. People leap over the flames, shouting: مردم کبیسه بیش از شعله های آتش، فریاد می کشیدند:

Sorkhi-ye to az man; Zardi-ye man az to سرخی، شما از من Zardi «انسان از

Give me your beautiful red colour; And take back my sickly pallor من زیبایی خود را رنگ قرمز و رنگ پریدگی بیمار من

With the help of fire and light symbols of good, Iranians wish to see their way through this last Wednesday of the year - the end of the year and to the arrival of springs longer days. با کمک نماد آتش و نور خوب، ایرانی ها مایل به دیدن راه خود را از طریق این چهارشنبه آخر سال - تا پایان سال و ورود چشمه های دیگر روز است.

Traditionally, it is believed that the living were visited by the spirits of their ancestors on the last day of the year. به طور سنتی، اعتقاد بر این است که زندگی ارواح اجداد خود در آخرین روز سال رفته است. Many people specially children, wrap themselves in shrouds symbolically re-enacting the visits. بسیاری از مردم به ویژه کودکان، بسته بندی خود را در کفن نمادین دوباره وضع بازدیدکننده داشته است. By the light of the bonfire, they run through the streets banging on pots and pans with spoons called Qashog-Zani to beat out the last unlucky Wednesday of the year, while they knock on doors to ask for treats. با نور اتش بازی، آنها را از طریق خیابان کوبیدن بر روی گلدان ها و تابه ها با قاشق به نام Qashog-Zani به ضرب و شتم چهارشنبه نحس آخر سال اجرا شود، در حالی که آنها بر روی درهای بد گویی کردن از رفتار را بپرسید. Indeed, Halloween is a Celtic variation of this night. در واقع، هالووین تنوع سلتیک این شب است.

In order to make wishes come true, it is customary to prepare special foods and distribute them on this night. به منظور آرزوها به حقیقت می پیوندند، برای آماده سازی مواد غذایی و توزیع آنها را در این شب مرسوم است. Persian Noodle Soup known as Âsh , a filled Persian delight, and mixture of seven dried nuts and fruits, pistachios, roasted chic peas, almond, hazelnuts, figs, apricots, and raisins. فارسی ماکارونی سوپ معروف به خاکستر، لذت پر از ایرانی است، و مخلوطی از هفت خشکبار و میوه، پسته، نخود بو داده شیک، بادام، فندق، انجیر، زردآلو، و کشمش.

The ancient Iranians celebrated the last six days of the year in their annual obligation feast of all souls, Hamaspathmaedaya (Farvardigan or popularly Forodigan) which after the calendar reform under Ardašīr I, the founder of the fourth Iranian dynasty, the Sasanians (224-651 CE). ایرانیان باستان در شش روز گذشته از سال را در جشن تعهد خود را به روح تمام سالانه جشن، Hamaspathmaedaya (Farvardigan و یا محبوب Forodigan) که پس از اصلاح تقویم تحت Ardašīr من، بنیانگذار سلسله چهارم ایران، ساسانیان (224-651 م). They believed Foruhars ( fravahar ), the guardian-angles for humans and also the spirits of dead would come back for reunion. آنها اعتقاد داشتند فروهر ( فروهر )، زاویه نگهبان برای انسان و نیز ارواح مردگان برای تجدید دیدار خواهد آمد. These spirits were entertained as honoured guests in their old homes, and were bidden a formal ritual farewell at the dawn of the New Year. این ارواح به عنوان مهمان افتخار در خانه های قدیمی خود را سرگرم بودند، و وداع مراسم رسمی در طلوع سال نو bidden داده شد. The six-day festival also coincided with festivals celebrating the creation of fire and humans. جشنواره شش روزه نیز با جشنواره جشن ایجاد آتش سوزی و انسان همزمان است.

During the Sasanian dynastic era the festival was divided into two distinct pentads, known as the lesser and the greater Pentad, or Panji as it is called today. در طول دوران سلسله ساسانی این جشنواره به دو pentads متمایز، شناخته شده به عنوان کمتر و دوره پنجساله بیشتر، و یا Panji آن را به عنوان نامیده می شود تقسیم می شد. Gradually the belief developed that the 'Lesser Panji' belonged to the souls of children and those who died without sin, whereas 'Greater Panji' was truly for all souls. به تدریج این باور که از "کمتر Panji" متعلق به روح کودکان و کسانی که بدون گناه کشته شدند، در حالی که 'بزرگ Panji' واقعا برای همه روح بود.

Spring housecleaning was carried out and bon fires were set up on the rooftops to welcome the return of the departed souls. housecleaning بهار انجام شد و آتش سوزی بن ها روی پشت بام به استقبال بازگشت روح رفتگان. Small clay figurines in shape of humans and animals symbolizing all departed relatives and animals were also placed on the rooftops. پیکره های کوچک خاک رس در شکل انسان و حیوانات نماد تمام اقوام ترک و حیوانات نیز بر روی پشت بام ها قرار گرفت. Zoroastrians today still follow this tradition. زرتشتیان امروز هنوز این سنت است. Flames were burnt all night to ensure the returning spirits were protected from the forces of Ahriman. شعله های آتش تمام شب سوخته شد برای اطمینان از ارواح بازگشت از نیروهای اهریمن محافظت می شد. This was called Suri festival. این جشنواره سوری نامیده می شد. There were gatherings in joyful assemblies, with prayers, feasts and communal consumption of ritually blessed food. تجمع در مجالس شادی بخش وجود دارد، با نماز، اعیاد و مصرف جمعی از مواد غذایی به رسوم پر برکت. Rich and poor met together and the occasion was a time of general goodwill when quarrels were made up and friendships renewed. فقیر و غنی با هم ملاقات کرد و به مناسبت زمان حسن نیت به طور کلی هنگامی که نزاع ساخته شد و دوستی تمدید شد.
Iranians today still carry out the spring-cleaning and set up bon fires for only one night on the last Tuesday of the year. ایرانیان امروز هنوز هم انجام بهار و تمیز کردن و راه اندازی آتش سوزی بن تنها یک شب در آخرین سه شنبه سال است. Young and old will leap over the fires with songs and gestures of merriment. پیر و جوان کبیسه بیش از آتش سوزی با آهنگ و حرکات از خوشی. Today festival was not celebrated on this night and in this manner before coming of Islam to Iran. جشنواره امروز در این شب و در این روش نه قبل از آمدن اسلام به ایران برگزار شد. The modern Charshanbeh Suri is contrary to Zoroastrian cosmology where all days were sacred and named after a major deities. چهارشنبه سوری مدرن است برخلاف زرتشتیان کیهان شناسی که در تمام روز مقدس و پس از خدایان بزرگ به نام. However, the choice of the last Wednesday of the year is likely to have been originated in Arabia. با این حال، انتخاب از چهارشنبه آخر سال است به احتمال زیاد در عربستان نشات گرفته شده اند. According to Arabian tradition Wednesdays are considered to be unlucky and represents a bad omen day with unpleasant consequences. با توجه به عربستان چهارشنبه سنت در نظر گرفته شود بد بخت و نشان دهنده یک روز فال بد را با عواقب ناخوشایند است. In addition, jumping over fire is 'insulting", and it originated after the Islamic conquest of Iran in 7th century CE. علاوه بر این، پریدن از روی آتش "توهین" است، و آن را پس از فتح اسلامی ایران در قرن 7 م نشات گرفته است.

Some however believe, by celebrating in this manner, Iranians were able to preserve their ancient tradition. برخی با این حال، جشن می گیرند در این روش، ایرانیان بودند قادر به حفظ سنت باستانی خود است. On the other hand, the use of fire in celebrations had a long history in Iran. از سوی دیگر، استفاده از آتش در جشن ها سابقه ای طولانی در ایران است. An old custom under the Samanids of kindling a large fire on one evening before the end of the year known as šab-e sūrī (red evening/evening of celebration) without the specific rituals later associated with the festival. رسم های قدیمی تحت سامانیان از کیندلینگ یک آتش سوزی بزرگ در یک شب قبل از پایان سال جاری شناخته شده به عنوان SAB-E سوری (قرمز شب / شب جشن) بدون مراسم خاص بعد از آن با جشنواره همراه است.

The festival is celebrated on Tuesday night to make sure all bad spirits are chased away and Wednesday will pass uneventfully. این جشنواره در سه شنبه شب جشن گرفته است تا مطمئن شویم که همه ارواح بد گریزاندن و چهارشنبه uneventfully خواهد شد. In rural areas and remote villages flames are still burnt all night on the rooftops and outside the homes, though people have no idea what this is all about. در مناطق روستایی و شعله های آتش روستاهای دور افتاده، هنوز هم تمام شب را روی پشت بام ها و در خارج از خانه های سوخته، هر چند مردم هیچ ایده این است که همه چیز در مورد.
Today the occasion is accompanied by fire works from locally made firecrackers. امروز به مناسبت به همراه آثار آتش سوزی ناشی از ترقه به صورت محلی ساخته شده است. There is no religious significance attached to it any more and is a purely secular festival for all Iranians. هیچ اهمیت مذهبی متصل به آن را هر بیشتر وجود دارد و صرفا سکولار است جشنواره برای همه ایرانیان است. On the eve before the last Wednesday, bonfires are lit through out the streets and back alleys, or with the more prosperous, inside walled gardens. در شب قبل از روز چهارشنبه گذشته، آتش را از طریق از خیابان ها و کوچه های پشت، یا با مرفه تر روشن، در داخل باغ دیواری است. People leap over the flames while shouting; ' Sorkhi-ye to az man; Zardi-ye man az to '. مردم کبیسه بیش از شعله های آتش در حالی که فریاد می زدند؛ سرخی «از من Zardi« انسان از به ".

The festivities start in the early evening. جشن در اوایل شب شروع می شود. Children and fun seeking adults, wrap themselves in shrouds symbolically re-enacting the visits by the departed spirits. کودکان و بزرگسالان لذت به دنبال خود بپیچید در کفن نمادین دوباره تصویب بازدیدکننده داشته است توسط ارواح رفتگان. They run through the streets banging on pots and pans with spoons ( Qāshoq Zani or spoon banging) to beat out the last unlucky Wednesday of the year. آنها را از طریق خیابان کوبیدن بر روی گلدان ها و تابه ها با قاشق (Qāshoq Zani یا کوبیدن قاشق) به ضرب و شتم چهارشنبه نحس آخر سال اجرا می شود. They will knock on doors while covered and in disguise and ask for treats. آنها بر روی درهای بد گویی کردن در حالی که پوشانده شده و در لباس مبدل و از آنها بخواهید برای رفتار است. The practices are very similar to Halloween, which is a Celtic version of similar festivals celebrated throughout the area in ancient times. شیوه های بسیار شبیه به هالووین، که یک نسخه سلتیک از جشنواره های مشابه که در سراسر منطقه در دوران باستان، جشن گرفته است.
It is believed that wishes will come true on this night, reminiscent of ancient traditions. اعتقاد بر این است که خواسته خواهد آمد واقعی در این شب، یادآور سنت های کهن است. Wishes are made and in order to make them come true, it is customary to prepare special foods and distribute them on this night. عالمه آرزو با خودم ساخته شده و در جهت آنها را به حقیقت می پیوندند، برای آماده کردن غذاهای خاص و توزیع آنها را در این شب مرسوم است. Noodle soup called 'Ash e Chahar Shanbeh Suri is prepared' and is consumed communally. ماکارونی سوپ به نام "الکترونیک خاکستر چهارشنبه سوری آماده است و مصرف communally. Every one even strangers passing by will be served with nuts and dried fruits. هر یک غریبه حتی در حال عبور از کنار خواهد شد با آجیل و میوه های خشک شده بود. This treat is called ' Âjil-e Chahar Shanbeh Suri' and is a mixture of seven dried nuts and fruits, pistachios, roasted chic peas, almond, hazelnuts, figs, apricots, and raisins. این درمان 'Âjil-E چهارشنبه سوری »نامیده می شود و مخلوطی از هفت خشکبار و میوه، پسته، نخود بو داده شیک، بادام، فندق، انجیر، زردآلو، و کشمش. Local variations apply and the mixture is different according to the location and the group celebrating it. تغییرات محلی اعمال می شود و مخلوط با توجه به محل و گروه جشن آن متفاوت است.
People who have made wishes will stand at the corner of an intersection, or hide behind walls to listen to conversation by passer-bys. افرادی ساخته شده خواسته است که در گوشه ای از یک تقاطع ایستاده، یا پنهان در پشت دیوارها به گوش دادن به مکالمه توسط رهگذر bys. If there is anything positive and optimistic in the conversation, the belief is that the wish will come true or there is good fortune to be expected. اگر هر چیزی مثبت و خوش بینانه در گفتگو وجود دارد، اعتقاد به این است که آرزوی به حقیقت می پیوندند و یا فرصت خوبی است که انتظار می رود وجود دارد. This is called Fâl-Gush meaning 'listening for one's fortune'. این فال گوش معنای "گوش دادن ثروت فرد نامیده می شود. The night will end with more fire works and feasts where family and friends meet and with the more modern Iranians music and dance will follow. شب با آثار آتش و جشن پایان دادن به خانواده و دوستان که در آن ملاقات کرده و با موسیقی مدرن ایرانی و رقص به دنبال خواهد داشت. Happy Chahar Shanbeh Suri, and may your wishes come true. مبارک چهارشنبه سوری، و ممکن است خواسته های خود را به حقیقت می پیوندند.

Another routine of the Chahar Shanbeh Soori festival is the Iranian version of Trick or Treating associated with the Western Halloween night. یکی دیگر از معمول از جشنواره چهارشنبه سوری نسخه ترفند و یا درمان در ارتباط با شب هالووین غربی ایران است. Flocks of often young trick or treaters, hidden under a traditional Chador (veil) go from door to door banging a spoon against a metal bowl asking for treats or money. گله از ترفند treaters، اغلب جوان یا پنهان زیر چادر سنتی (حجاب) از درب به درب کوبیدن یک قاشق علیه کاسه فلزی درخواست برای رفتار و یا پول.
Another old and almost obsolete Chahar Shanbeh Soori ritual is Fal-gush (fortune hearing!) This ritual was carried out usually by young women wanting to know their chances of finding the "Mr. Right" in the coming year. F ā l-gush is the act of standing in a dark corner spot or behind a fence and listening to the conversations of the passers by and trying to interpret their statements or the subject of their dialogue as an answer to one's question(s)! یکی دیگر از قدیمی و تقریبا منسوخ مراسم چهار شنبه سوری فال و روان شدن (شنوایی ثروت) این مراسم معمولا توسط زنان جوان که مایل به دانستن شانس خود را برای پیدا کردن "حق آقای" در سال آینده انجام شده است. F L-روان شدن عمل ایستاده در یک نقطه گوشه تاریک و یا در پشت نرده ها و گوش دادن به صحبت رهگذران و تلاش برای تفسیر اظهارات خود و یا موضوع گفت و گو خود را به عنوان پاسخ به پرسش یکی (ها) است! This is analogous to calling a psychic reader to find out your fortune!!! این است مشابه فراخوانی خواننده روانی برای پیدا کردن ثروت خود را!
In the past several decades f ā l-gush has gradually become an almost unacceptable and "politically incorrect" ritual and is seldom practiced in the major urban areas. در چند دهه گذشته ج ل روان شدن به تدریج تبدیل به یک تقریبا غیر قابل قبول و "آیین" از لحاظ سیاسی نادرست است و به ندرت در مناطق عمده شهری تمرین.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 9:14 توسط ٍSHIMA|

Chehel Sotoun 's mural from the Safavid era, depicts a Chaharshanbe Suri celebration. چهل ستون نقاشی دیواری از صفویه دوران، جشن چهارشنبه سوری را به تصویر می کشد.

The last Wednesday of the Iranian year known as Chahar Shanbeh Suri (Čahār Šanbé Sūrī - usually pronounced Čāršambé-sūrī), the eve of which is marked by special customs and rituals, most notably jumping over fire. چهارشنبه آخر سال ایران شناخته شده به عنوان چهارشنبه سوری (سوری Šanbé Čahār - معمولا تلفظ Čāršambé-سوری)، در شب از آن توسط آداب و رسوم و آیین های خاص، به ویژه پرش از روی آتش مشخص شده اند. On the eve of last Wednesday of the year (Tuesday night, Wednesday morning), literally the eve of 'Red Wednesday' or the eve of celebration, bonfires are lit in public places with the help of fire and light, it is hoped for enlightenment and happiness throughout the coming year. در آستانه آخرین چهارشنبه سال (سه شنبه شب، صبح روز چهارشنبه)، به معنای واقعی کلمه شب چهارشنبه و یا در آستانه جشن، آتش در مکان های عمومی با کمک آتش و نور روشن شده، آن است که برای روشنگری امیدوار و شادی در سراسر سال آینده است. People leap over the flames, shouting: Sorkhi-ye to az man; Zardi-ye man az to (Give me your beautiful red colour; And take back my sickly pallor) مردم کبیسه بیش از شعله های آتش، فریاد می کشیدند: سرخی، شما از من Zardi «انسان از (من زیبایی خود را رنگ قرمز و رنگ پریدگی بیمار من)

Chahārshanbe-Sūri ( Persian : چهارشنبه سوری ‎, pronounced Chārshambe-Sūri ) meaning Wednesday Feast , from the word sour [ citation needed ] which means feast in Persian is an ancient Iranian festival dating back to at least 1700 BCE of the early Zoroastrian era. [ 1 ] Also called the Festival of Fire , it is a prelude to Nowruz , which marks the arrival of spring. چهارشنبه، سوری ( فارسی : چهارشنبه سوری، به معنی جشن چهارشنبه تلفظ Chārshambe-سوری)، از کلمه ترش [ ویرایش مورد نیاز ] که به معنی جشن به زبان فارسی است جشنواره ایران باستان قدمت حداقل 1700 سال قبل از میلاد از زرتشتیان در اوایل دوره. [1] نیز نامیده می شود جشنواره آتش، آن را مقدمه ای برای نوروز است ، که نشانه آمدن بهار است. The words Chahar Shanbeh mean Wednesday and Suri means red . Bonfire s are lit to "keep the sun alive" until early morning. [ 2 ] The celebration usually starts in the evening, with people making bonfires in the streets and jumping over them singing zardi-ye man az to, sorkhi-ye to az man . کلمات چهار شنبه چهارشنبه و سوری به معنی قرمز است. S اتش بازی روشن می شوند را به "زنده نگه داشتن خورشید" را تا صبح زود است. [2] این مراسم معمولا در شب شروع می شود، با مردم آتش در خیابان ها و پریدن از روی آنها آواز zardi مرد از شما به سرخی، شما به مرد از. The literal translation is, my sickly yellow paleness is yours, your fiery red color is mine . ترجمه تحت اللفظی است، رنگ پریدگی رنگ زرد بیمار من مال تو، رنگ قرمز آتشین شما مال من است. This is a purification rite. [ 3 ] Loosely translated, this means you want the fire to take your paleness, sickness, and problems and in turn give you redness, warmth, and energy. این مراسم تصفیه است. [3] آزادانه ترجمه شده است، این معنی است که شما می خواهید آتش به رنگ پریدگی، بیماری و مشکلات و به نوبه خود قرمزی، گرمی، و انرژی می دهد. There is no religious significance attached to Chaharshanbeh Soori and it serves as a cultural festival for Persian people: Persian Jews, Muslims, Persian Armenians, Kurds, and Zoroastrians, as well as for Azeri peoples. هیچ اهمیت مذهبی متصل به جشن چهارشنبه سوری وجود دارد و آن را به عنوان یک جشنواره فرهنگی برای مردم ایرانی عمل می کند: فارسی یهودیان، مسلمانان، فارسی ارامنه، کردها و زرتشتیان، و همچنین برای مردم آذری. Indeed this celebration, in particular the significant role of fire, is likely to hail from Zoroastrianism. در واقع این جشن، به خصوص نقش قابل ملاحظه ای از آتش است، به احتمال زیاد به تگرگ از زرتشت است.

Another tradition of this day is to make special ajeel , or mixed nuts and berries . سنت دیگر این روز این است که ajeel خاص ، و یا مخلوط آجیل و توت است. People wear disguises and go door to door knocking on doors as similar to Trick-or-treating . مردم می پوشند پنهان و رفتن درب به درب در ضربه زدن درهای مشابه به کلاهبرداری یا درمان . Receiving of the Ajeel is customary, as is receiving of a bucket of water. دریافت Ajeel مرسوم است، به عنوان دریافت یک سطل آب.

Ancient Iranians celebrated the last 5 days of the year in their annual obligation feast of all souls, Hamaspathmaedaya (Farvardigan or popularly Forodigan). ایرانیان باستان از 5 روز گذشته از سال را در جشن تعهد خود را به روح تمام سالانه جشن، Hamaspathmaedaya (Farvardigan و یا محبوب Forodigan). They believed Faravahar , the guardian angels for humans and also the spirits of dead would come back for reunion. آنها معتقد بودند Faravahar ، فرشتگان نگهبان انسان و ارواح مرده را دوباره برای تجدید دیدار. There are the seven Amesha Spenta , that are represented as Haftseen or literally the seven S. These spirits were entertained as honored guests in their old homes, and were bidden a formal ritual farewell at the dawn of the New Year. هفت Spenta Amesha ، که به عنوان Haftseen و یا به معنای واقعی کلمه S. 7 این ارواح به عنوان مهمانان ارجمند در خانه های قدیمی خود را سرگرم شد و bidden وداع مراسم رسمی در طلوع سال نو نشان داده است. The festival also coincided with festivals celebrating the creation of fire and humans. در این جشنواره همچنین با جشنواره جشن ایجاد آتش سوزی و انسان همزمان است. In Sassanid period the festival was divided into two distinct pentads, known as the lesser and the greater Pentad, or Panji as it is called today. در دوره ساسانی، این جشنواره به دو pentads متمایز، شناخته شده به عنوان کمتر و دوره پنجساله بیشتر، و یا Panji آن را به عنوان نامیده می شود تقسیم می شد. Gradually the belief developed that the 'Lesser Panji' belonged to the souls of children and those who died without sin, whereas 'Greater Panji' was truly for all souls. به تدریج این باور که از "کمتر Panji" متعلق به روح کودکان و کسانی که بدون گناه کشته شدند، در حالی که 'بزرگ Panji' واقعا برای همه روح بود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 9:12 توسط ٍSHIMA|

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 10:53 توسط ٍSHIMA|

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 8:53 توسط ٍSHIMA|